سران فتنه و حاميان
تهيه كننده محمد حسين .ك
نارنجکی پیش نیستیم ؟؟؟
به گزارش خبرنامه دانشجویان ایران، تقی دژاکام دبیر سیاسی سابق روزنامه کیهان با اشاره به اینکه تفاوت این روزنامه با دیگر روزنامه ها در عمقی بودن حرکت کیهان و خوب شناختن هدف است گفت: روزنامه هایی غیر از کیهان مثل سرباز هایی هستند که دشمن را می شناسند و می بینند اما برای تیراندازی نشانه گیری نمی کنند و در حقیقت رگباری می زنند که شاید یکی از این رگبارها به دشمن بخورد اما کیهان این طور نیست. کیهان ابتدا هدف را شناسایی می کند و بعد تیراندازی می کند.
وی که ۲۱ سال سابقه خبرنگاری در روزنامه کیهان دارد در جواب به این سوال ماهنامه همشهری که خیلی ها اعتقاد دارند که کیهان مدیون حضور آقای شریعتمداری است و اگر سرمقاله های ایشان و حتی ستون گفت و شنود نبود، کیهان، کیهانی که امروز می بینیم نمی شد گفت: این حرف درستی است و من یک مقدار از آن را قبول دارم. من یادم است زمان آقای مهدی نصیری هم این حرف زده شد که کیهان را مهدی نصیری به تنهایی اداره می کند و اگر ایشان حذف شود کیهانی که بیرون می آید کیهان همیشگی نیست.
وی در بخشی از گفت و گوی خود به نظرات مردم در خصوص قطع و چاپ و کیفیت کیهان و درخواست این روزنامه از مسئولین ذیربط برای دریافت تسهیلات و همچنین پیش شرطی که هاشمی رفسنجانی برای کمک به کیهان داشته اشاره کرد و افزود: آقای شریعتمداری ملاحظاتی برای گرفتن تسهیلات دارند. البته یک زمانی کار تا خرید یک چاپخانه پیش رفت اما من احساس می کنم که به نوعی آزادگی به خرج می دهند. به عنوان مثال اگر ایشان به آقای احمدی نژاد نامه ای بنویسد که مثلا ما می خواهیم چاپخانه بخریم شاید بتواند تسهیلاتی بگیرد اما ایشان از نوشتن نامه و درخواست از دولت خودداری می کند.
وی افزود: در زمان آقای نصیری و آغاز ورود آقای شریعتمداری به کیهان یادم است که چندبار از آقای هاشمی این درخواست صورت گرفت و آقای هاشمی هم موافقت کرد که شما یک دانه روزنامه مثل اطلاعات بین الملل که خارج از کشور منتشر می شود دربیاورید و آنقدر هم به ما حمله نکنید، ما هر امکاناتی که بخواهید در اختیارتان می گذاریم که خوب طبیعتا چنین چیزی نیست.
دبیر سرویس شهرستان های روزنامه کیهان در پاسخ به سوالی دیگر در مورد اینکه آقای دعایی در روزنامه اطلاعات به کارمندانش تسهیلات می دهد، وضعیت معیشتی کارمندان این روزنامه چگونه است نیز افزود: این اتفاق در کیهان دیده نمی شود. زمانی که آقای خاتمی وزیر ارشاد بود ارز قابل توجهی در اختیار دو روزنامه کیهان و اطلاعات گذاشت که صرف مخارج خودشان کنند. آقای دعایی از این فرصت استفاده کرد و چاپخانه بزرگ ایران چاپ را خرید که غیر از خود روزنامه مجلات، روزنامه ها و کتب درسی در آنجا چاپ می شود. در حقیقت درآمد اصلی روزنامه اطلاعات همان چاپخانه است.
وی ادامه داد: آقای خاتمی همان مقدار وجه را برای کیهان در نظر گرفت اما همان طوری که به نظر من در کشورداری نتوانست هوش اقتصادی خوبی به کار ببرد، در کیهان هم نتوانست خوب عمل کند. ایشان در همه شهرستان های کشور ما حتی شهرهای کوچک، کتابفروشی کیهان تاسیس کرد و طبیعتا مخارج آنها از درآمدی که برای آنها اختصاص داده شده بیشتر بود.
وی تاکید کرد: آقای خاتمی مشاوران خوبی در زمینه اقتصادی نداشت که بخواهد یک سرمایه گذاری اساسی کند که بعدها بتوان از آن بهره برداری اقتصادی کرد.
دژاکام در مورد رمز موفقیت حسین شریعتمداری سردبیر روزنامه کیهان با اشاره به مدیریت خوب ایشان افزود: چند ویژگی ایشان برای من جالب است؛ اینکه اولا ایشان آدم بسیار منظمی است. شاید صبح زودتر از همه بچه ها به کیهان می آید و آخر از همه هم از کیهان بیرون می رود.
وی ویژگی دیگر شریعتمداری را اهتمام وی به امر روزنامه نگاری می داند و می افزاید: ویژگی دیگر نداشتن دل مشغولی دیگر جز کار روزنامه است. شما افرادی را می بینید که روزنامه درمی آورند اما کار دیگری هم می کنند؛ یا نماینده مجلس هستند یا کار فرهنگی دیگری انجام می دهند یا در شرکت یا کارخانه ای جزو هیئت امنا هستند اما آقای شریعتمداری فقط در کیهان کار می کند
فتنه نیوز : چند چهره مشهور به ظاهر هنری که به صورت پنهان با شبکه بی بی سی فارسی همکاری گسترده ای داشتند شناسایی شدند و ظرف روزهای آینده دستگاه های مسوول کشور اقدامات مختلف قضایی را در مورد آنها اعمال خواهند کرد. یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار حوزه قضایی باشگاه خبرنگاران با [...]

در وبلاگ می گذارد

به روایت حجت الاسلام ذوالنور
گاهی وقتها غیبش میزد .نگران میشدیم . چیزی نمیگذشت که با تنی خسته و چهره ای خندان ،پیدایش میشد .
دو سه تا از بچه ها یی که به جنگ چریکی وارد بودند را بر میداشت و میزد به قلب دشمن.تا پشت جبهه آنها نفوذ میکرد.
شناسایی اش کامل بود .محضر امام که جلسه میگذاشتند ،همیشه اطلاعات دست اولی داشت که میشد رویش حساب کرد.





عکاس:محمودظهیرالدینی
بر گرفته از کتاب <پرتوی از خورشید> ص 117 و مجموعه <جای پای باران>
خرید و فروش دختران نیویورکی در خیابانهای این شهر + عكس
کلیپ جدید سامی یوسف درباره شهدای بحرین
دانلود با لینک مستقیم کلیپ جدید سامی یوسف درباره شهدای بحرین |
زمان: 3:01 دقیقه گروه: سرود و آواز نوع فایل : تصویری |
حلقه لندن از بی اثری تاکتیکهای فتنه به ستوه آمده است.

شنیده شده محسن کدیور که عضو حلقه فکری لندن می باشد از دوستان همپالکی خود گله نموده و به سبک کار که ایشان نامش را گذاشته است”مماشات” اعتراض نموده است .
به گزارش خبرنگار ندای انقلاب در جلسه ای که اخیرا اعضای اتاق فکر لندن برگزار کرده اند کدیور طی اظهاراتی گفت:این تند وکند شدنها به صلاح جنبش نبوده ونبایستی این روش را ادامه دهیم .وی توصیه کرد:تهاجم همه جانبه به ریشه ها بهترین کار ممکن است.
البته این پیشنهاد گویا مورد توجه مهاجرانی واقع نمی شود و حرکت میانه با در نظر گرفتن اکثریت را مورد اشاره قرار داده واز دوستان می خواهد معقول باشند و معذورات را در نظر بگیرند وجو زده نشوند .
گفتنی است ، جریانات ضد انقلاب ، پس ازنمایش اقتدار محافظین نظام اسلامی و خاموشی بیانیه نویس های داخلی وهمچنین بی اثر ماندن مانورهای تبلیغاتی وانحرافی برای نجات آمریکا واسرائیل از بیداری اسلامی مردم منطقه ، که توسط منافقین واراذل واوباش از ۲۵ بهمن آغاز وتا پایان چهارشنبه سوری ادامه داشت دریک فضای سردر گم وپرالتهاب گرفتار آمده ونمیدانند کدامین تاکتیک را آزمایش کنند.
کارشناسان سیاسی معتقدند اپوزیسیون مدتها ست به این نتیجه رسیده است که فرصت ها را از دست داده اند ونیروی پای کار نه در داخل ونه در خارج برای مقابله وتعرض به نظام جمهوری اسلامی دراختیارندارند ، آنچه موجب این هیاهو ها وشلوغ کاریهای رسانه ای می شود صرفا دریافت مستمری و گذران زندگی در قواره مزدوری می باشد .
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه انگلیسی چرول،کاوه موسوی، یکی از استادان آکسفورد حداقل یک بار تلفنی تهدید به مرگ شده و تهدید کنندگان به وی پیشنهاد کرده اند که در برابر دریافت پول سکوت کند و از تعقیب پرونده مهدی هاشمی دست بردارد.

بر اساس این گزارش،یک نامه محرمانه از سوی معاون دانشگاه آکسفورد به کاوه موسوی، فرستاده شده است. موسوی فردی است که درباره پذیرش مشکوک مهدی هاشمی در مقطع دکترا، رسما به دانشگاه آکسفورد اعتراض کرد و سرو صدای آن به رسانه های مختلف کشیده شد.
پس ازاین اعتراض تحقیقی در این باره از سوی آکسفورد انجام شد. آکسفورد می گوید نتیجه این تحقیق “کاملا محرمانه” است و از انتشار آن خودداری(؟) می کند.
دفتر روابط عمومی دانشگاه به روزنامه چرول، گفت : نامه ای خصوصی از سوی معاون دانشگاه به کاوه موسوی فرستاده شده که در آن درج شده است دانشگاه اتهامات مطرح شده از سوی کاوه موسوی را با دقت و با فوریت بررسی خواهد.
این رسانه انگلیسی سپس می نویسد: گذشته ازنحوه پذیرش مشکوک مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد، وی در سال ۲۰۰۱ در دادگاه عالی کانادا به اتهام رشوه خواری پرونده دارد.
“چرول” در خاتمه نوشت:پیشینه فساد مالی و رشوه خواری مهدی هاشمی در دو پرونده قرار داد نفتی در خارج از ایران همچنان مطرح می باشد.
سیفالاسلام قذافی فرزند دیکتاتور لیبی که در روزهای اخیر نقش ویژهای در سرکوب و كشتار مردم انقلابي این کشور دارد، از گذشته روابط ویژهای با مهدی هاشمی رفسنجانی داشته است.
به گزارش رجانيوز، روابط ویژه مهدی و سیف به سالهای قبل باز میگردد، بهطوری که این دو نفر در تعدادی از پروژههای تجاری و اقتصادی نیز با یکدیگر شراکت و رفتوآمدهای متقابلی به ایران و لیبی داشتهاند.
بر اساس اسناد موجود، یکی از سفرهای مهدی هاشمی به لیبی که به دعوت سیفالاسلام بوده به مهر ماه سال 86 باز میگردد. در یکی از این اسناد، علي سرلك مسئول دفتر مهدی هاشمی در هیأت امنای دانشگاه آزاد در نامهای به تاریخ 29/6/86 به سفیر لیبی در تهران، مینویسد:
«نظر به سفر جناب آقای مهندس مهدی هاشمی بهرمانی برابر دعوت سيف قذافي خواهشمند است دستور فرماييد نسبت به صدور وزيرا اقدام مقتضي مبذول فرماييد.»


وي در نامه ديگري به تاريخ 3/7/86 نيز زمان پرواز و ورود مهدي هاشمي به شهر تربپولي ليبي را اعلام ميكند.


سيف قذافي چند روز قبل در واكنش به انقلاب مردم ليبي، خبرنگاران رسانههاي خارجي را به كاخ خود دعوت كرد و اعلام كرد كه همه جا آرام است.
دستور كشتار معترضان در جريان ناآراميهاي ليبي از سوي سيف قذافي صادر شده است. پسر معمر قذافي رهبر ليبي در فيلمي كه در اينترنت منتشر شد از نيروهاي نظامي و هواداران نظام حاكم ميخواست كه تظاهركنندگان را به قتل برسانند. سيف الاسلام در اين فيلم مسلح در ميان پليس و هواداران نظام حاكم ايستاده و خواهان كشتار مخالفان پدرش است. وي در اين جمع گفت: امروز بايد به كساني كه ميگويند پليس به آشوب گران پيوسته است، پاسخ دهيم. اين كشور كشور شما است.
سيف قذافي در لندن ويلاي مجللي دارد. او قیمت فروش این ویلا -واقع در منطقه "هامستد گاردن" لندن- را 10 میلیون و 950 هزار پوند (حدود 18 میلیون دلار) اعلام کرد اما پس از ناآراميهاي ليبي از فروش آن منصرف شد و گفت قصد اجاره دادن آن را دارد. با اين حال، وي اگرچه مبلغ كمتري از ميزان واقعي براي اجاره دادن اين مكان اعلام كرده اما بنگاهداران اين منطقه ميگويند كسي مايل به اجاره ويلاي او نيست.
این ویلای سه طبقه دارای هفت اتاق خواب و یک اتاق پذیرایی بزرگ است همچنین یک باغ، استخر شنا، سینما، اتاق سونا و دو اتاق غذاخوری ونیز بالابر و سیستم الکترونیکی امنیتی است.
مهدي هاشمي نيز كه شهريور ماه سال گذشته از كشور به مقصد لندن خارج شد، عليرغم احضاريههاي قضايي هنوز به ايران بازنگشته و عمدتا در پايتخت انگليس بهسر ميبرد.
تلاش خبرنگار ما براي دستيابي به اطلاعات بيشتر در مورد روابط ويژه مهدي هاشمي و سيف قذافي ادامه دارد
در اين مقاله پرونده برخي صحابه پيامبر و خواصّ صدر اسلام بررسي شده و از منظر نوع موضع-گيري در قِبال بيعت و ياري اميرالمؤمنين در فتنه هاي دوران حكومت حضرت ارزيابي گرديده اند.
چه بسا ياران خوش سابقه رسول خدا كه گرفتار دنيازدگي يا منيّت ها شدند و نتوانستند در امتحانات پايان عمر، سربلند بيرون بيايند و چه بسا صحابه باوفايي كه تا آخرين لحظه بر سر پيمان خويش استوار ماندند.


قانون اول
خداوندا ! اعتراف می کنم به این که قران را نشناختم و به آن
عمل نکردم .حداقل روزی ۱۰ آیه قران را باید بخوانم ، اگر
روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل نتوانستم این ۱۰ آیه را
بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء 
کامل بخوانم
تاریخ اجرا : ۴/۵/۱۳۶۹
قانون دوم
پروردگارا اعتراف می کنم از این
که نمازم را به معنا خواندم و حواسم جای دیگری بود در نتیجه
دچار شک در نماز شدم .
حداقل روزی دو رکعت نماز قضا باید بخوانم اگر به هر دلیل
نتوانستم این دو رکعت نماز را بخوانم روز بعد باید نماز قضای
یک ۲۴ ساعت را بخوانم .
تاریخ اجرا : ۱۱/۵/۱۳۶۹
قانون سوم
خدایا اعتراف می کنم از این که مرگ را فراموش کردم و تعهد
کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد.حداقل هر شب قبل از خواب
باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم اگر به هر دلیل نتوانستم روز
بعد باید ۲۰ ریال صدقه و ۸ رکعت نماز قضا به جا بیاورم.
تاریخ اجرا ۲۶/۵/۱۳۶۹
قانون چهارم
خدایا اعتراف می کنم از این که شب با یاد تو نخوابیدم و بهر
نماز شب هم بیدار نشدم حداقل در هر هفته باید دو شب نماز
شب بخوانم و بهتر است شب پنج شنبه و شب جمعه باشد اگر
به هر دلیل نتوانستم شبی را به جا بیاورم باید به جای هر شب
50 ریال صدقه و ۱۱ رکعت نماز را به جا بیاورم .
تاریخ اجرا : ۱۶/۶/۱۳۶۹
قانون پنجم
خدایا اعتراف میکنم به اینکه (خدا میبیند ) را در همه کارهایم
دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم.حداقل در هر
هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبحهای جمعه سوره
الرحمن را بخوانم.اگر به هر
دلیلی
نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم باید
هفته بعد ۴ صبح زیارت عاشورا و یک
جز قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای
نتوانستم سوره الرحمن بخوانم باید
قضای آنرا در اولین فرصت به اضافه ۲
حزب قران بخوانم.
تاریخ اجرا :۱۳/۷/۱۳۶۹
قانون ششم
حداقل باید در آخرین رکوع و در کلیه سجده های نمازهای واجب
صلوات بفرستم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم
باید به ازای هر صلوات ۱۰ ریال صدقه بدهم و ۱۰۰ صلوات
بفرستم.
تاریخ اجرا : ۱۸/۸/۱۳۶۹
قانون هفتم
حداقل باید در هر بیست و چهار ساعت ۷۰ بار استغفار کنم.اگر
به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم در بیست و چهار
ساعت بعدی باید ۳۰۰ بار استغفار کنم و باز هم ۳۰۰ به ۶۰۰
تبدیل می شود.
تاریخ اجرا : ۳۰/۹/۱۳۶۹
قانون هشتم
هر کجا که نماز را تمام میخوانم باید ۲ روز روزه بگیرم.بهتر
است که دوشنبه و پنجشنبه باسد.اگر به هر
دلیل نتوانستم این
عمل را انجام دهم در هفته بعد باید به
جای دو روز ۳ روز و به ازای هر روز
100ریال صدقه بپردازم.
تاریخ اجرا : ۱۹/۱۱/۱۳۶۹
قانون نهم
در هر روز باید ۵ مسئله از احکام حضرت امام (ره) را
بخوانم.اگر به هر دلیلی نتوانستم این عمل را انجام دهم روز بعد
باید ۱۵ مسئله را بخوانم.
تاریخ اجرا : ۱۴/۱/۱۳۷۰
قانون دهم
در هر بیست و چهار ساعت باید ۵ بار تسبیحات حضرت زهرا
(س) برای نماز های یومیه و ۲ بار هم برای نماز قضا
بگویم.اگر به هر دلیل نتوانستم این فریضه الهی را انجام دهم
باید به ازای هر یکبار ۳ مرتبه این عمل را تکرار کنم.
تاریخ اجرا : ۱۵/۳/۱۳۷۰
شادی روح شهدا به خصوص شهید
علمدار صلوات
علامه آیتالله حسنزاده آملی در جایی
فرمودهاند: گوشتان به دهان رهبر باشد. چون
ایشان گوششان به دهان حجت بنالحسن(عج)
است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا میكند كه
بدانیم صاحب تفسیر المیزان ، علامه طباطبایی
درباره علامه حسن زاده فرمودهاند: حسنزاده را
كسی نشناخت جز امام زمان(عج).
نام فاطمه که بر اندیشه ام خطور می کند بی اختیار قلم از دست
احساسم می افتد ، چه رسالت سنگینی و پشت ایمانم می لرزد .
وقتی که خویش را فرسنگها از حضرتش دور می بینم . فاطمه
زهرا (س) هرگز تفسیر نمی شود . زهرا یعنی درخشنده از نور
خداوند ، راضی به رضایش و واصل به درگاهش . زهرا فروغ
تابان معرفت و نمونه روشن پرهیزکاری است .
بیاییم برای یک هفته ، یک روز یا دست کم یک لحظه فاطمه
باشیم .
ای چشمه سار حکمت در قلب پدر چه نغمه ای سروده بودی که
با دیدنت آرام می گرفت و بر دستهایت بوسه می زد ؟
براستی پیامبر تو را در ماورای اندیشه اش عطیه ای می دید که
رسالتش به آن پیوند می خورد. آن شبها که علی در حسرت
نبودنت همنشینی نخلها و درد دل با چاه را بر می گزید به گمانم
نجوایتان این بود : " ای مردم دیار خاموشان ! این علی ،
جانشین رسول خدا و فرزند خانه کعبه است که مظلومانه شب را
در آغوش کشیده است ! "
فاطمه بین در و دیوار آن گاه که پهلویش می شکند معنا می یابد
. صدای شکسته شدن پهلویش در همه جا تا همیشه جریان دارد
. فاطمه را در کوچه پس کوچه های مدینه آن زمان که بر گردن
شیر خدا ریسمان می بندند باید دید . فاطمه را از غربت بقیع
باید شناخت . او را فاطمه نام نهادند زیرا بریده از پلیدی ها بود
و چون زمینیان گنجایش وجود با عظمتش را نداشتند به ملکوت
و به جوار حق بازگشت و عاشقان زمینی اش را در غم جدایی
از خود تا قیامت سوگوار باقی گذاشت .
یک نفر فریاد می زند " بقیع " و تو از پشت حریر شفاف
اشکهایت به دنبال گمشده ات می گردی و می خواهی با علی
همراه شوی با تمام داغی که بر دل دارد . ضجه بچه های فاطمه
بلند است که علی بی تاب تر می شود . آخر این پیکر مطهر را
در کدام نقطه به خاک بسپارد ؟
یا زهرا دریای بیکران وجودت آن قدر نا محدود است که در ذهن
ما هم چون جزیره ای ناشناخته و پر از رازهای نهانی است .


بسماللَّهالرّحمنالرّحيم خوشامد عرض ميكنيم به همهى شما برادران و خواهران عزيزِ فعال در عرصهى كار و فضاى كارگرى. اين يك فرصتى است براى بندهى حقير كه هر سال اين توفيق را پيدا كنم كه با جمع شما دقايقى بنشينيم و عرايضى عرض كنيم. مسئلهى كار و شأن كارگر و حد كارگر و جايگاه كارگر، هم در اسلام و هم در منطق عقلائى، مسئلهى بسيار مهمى است. در منطق عقلائى، اگر انسان ملاحظه كند در سلسلهى نيازهاى حياتى خود، حلقهى مربوط به كار، يك حلقهى اساسى و تعيين كننده است. يعنى اگر همهى پولهاى عالم را هم جمع كنند، عنصر كار و كارگر در كنار آن نباشد، همهى نيازهاى انسان بر زمين ميماند. پول را نه ميشود خورد، نه ميشود پوشيد، نه ميشود استفاده كرد. آن چيزى كه از ثروت انسانها و نعمتهاى روى زمين، نيازهاى انسان را تأمين ميكند، عنصر كار است. كار هم متكى به كارگر است. بنابراين نقش بازوى توانا و سرپنجهى ماهر و ذهن و ذوق و سليقهى كارگر در حيات انسان - چه حيات فردىاش، چه حيات اجتماعىاش - يك امر واضحِ عقلائى است. آن كسانى كه به قشر كارگر و مجموعهى كارگرى بىتوجهى و بىاعتنائى ميكنند، در حقيقت اين نقش اساسى و مهم را نمىبينند يا نديده ميگيرند. آن كسانى هم كه كارگر را در كنار ابزار كار، مثل يك وسيله به حساب مىآورند، همين جور. اين، منطق عقلائى است و منطق كاملاً درستى است؛ ليكن بالاتر از اين، منطق اسلام است. اسلام همين كارى را كه ما ميكنيم، سرپنجهى كارگر انجام ميدهد و نانى براى خود و ديگران فراهم مىآورد، عبادت و عمل صالح ميداند. يعنى مسئلهى كارگر و كارى كه انجام ميدهد، محدود و محصور نيست به زندگى اين دنيا؛ بلكه خداى متعال در نقشهى جامع زندگىِ طولانى بشر در دنيا و آخرت، براى اين حقيقت، براى اين پديده - يعنى پديدهى كار - يك جايگاه والائى درست كرده است. پيغمبر اكرم فرمود: «هذه يد لا تمسّها النّار». وقتى پيغمبر دست كارگر را گرفت و بوسيد، همه تعجب كردند. حضرت فرمود: اين دستى است كه آتش آن را لمس نميكند؛ اين دستى است كه به آتش نميرسد. يعنى نماز شب هم كه ميخوانيم، قرآن هم كه ميخوانيم، توسل هم كه به خداى متعال ميكنيم، در واقع حجابهاى بين خودمان و آتش را ايجاد ميكنيم. كار هم كه ميكنيم، با همين كار، بين خودمان و آتش، ايجاد مانع و حجاب ميكنيم. اين خيلى چيز بالائى است، خيلى چيز مهمى است. اين، نگاه اسلام است. خب، حالا بيائيم به جامعهى كارگرى. من آنچه كه مربوط به كشور خودمان و بخصوص مربوط به دورهى انقلاب و مبارزات است، عرض ميكنم. اولاً كارگرها در به ثمر رسيدن مبارزات ملت ايران، يك نقش مهمى ايفاء كردند. اگر جامعهى كارگرى - عمدتاً در نفت و در برخى از جاهاى حساس و مهم ديگر - وارد ميدان نميشدند، مشكلاتى بر سر راه پيروزى انقلاب باقى ميماند. بعد مسئلهى دفاع مقدس پيش آمد. قبل از دفاع مقدس، همين مسائلِ اوائل انقلاب پيش آمد - كه خيلى از شما جوانها يا نبوديد، يا يادتان نيست؛ ما از نزديك شاهد بوديم - و كارگران و جامعهى كارگرى كشور نقش ايفاء كردند. خود من در روزهاى بيست و يك و بيست و دوى بهمن توى يكى از همين كارخانجات نزديك تهران در بين كارگرها بودم و از نزديك شاهد بودم كه چطور عوامل و عناصر تحريك شدهى چپِ آن روز - يعنى كمونيستها و دنبالههاشان - ميخواهند از يك جا يك حركتِ به اصطلاح كارگرى را شروع كنند و انقلاب اسلامى را تبديل كنند به يك انقلاب كمونيستى و ماركسيستى. اين كار داشت در تهران انجام ميگرفت. آن كه در مقابل اينها ايستاد، كارگرها بودند. البته آن كارخانه چند صد نفر بيشتر كارگر نداشت، اما آن را مبدأ كار قرار داده بودند. ما هم رفتيم آنجا در بين كارگرها، كارگرها صداى دين را صداى آشنا شناختند. آنها بنده را هم نميشناختند - من يك طلبهى معمولى بودم - اما ديدند صداى دين، صداى آشناست؛ صداى ضد دينها، صداى ناآشنا و بيگانه بود؛ برايشان منكَر بود. اگر از كارگرهاى آن روزِ آن كارخانه كسانى باشند اين حرف را بشنوند و بنشينند شرح بدهند قضاياى آن سه چهار شبانهروزى كه تقريباً ما آنجا ميرفتيم مىآمديم - ساعتها من آنجا ميماندم - يك تجربهى عجيب و مهمى در كشور است. كارگرها اينجورى نقش ايفاء كردند. يعنى آن كسانى كه ميخواستند جامعهى كارگرى را در مقابل اسلام و جمهورى اسلامى عَلم كنند، به دست خود كارگرها سيلى و تودهنى خوردند. در طول اين سالها هميشه همين جور بوده، تا امروز هم همين جور است. بعد هم قضيهى دفاع مقدس و آن هشت سال و حضور وسيع و عظيم كارگران در اين عرصه پيش آمد. بعد هم حضور در ميدان كار بوده است. جملهاى در سرود اين برادران عزيز بود: «عرصهى كار، عرصهى پيكار ماست». اين جمله، راست است. كارگر ايرانىِ باغيرت و باشرف، كار را پيكار خود ميداند، مبارزهى خود ميداند. شما با كارتان داريد مبارزه ميكنيد با آن كسانى كه ميخواهند كشور را به ورطهى سقوط اقتصادى و ركود اقتصادى و شكست اقتصادى بكشانند. جامعهى كارگرى عزيز ما در سرتاسر كشور بداند؛ امروز كارى كه شما انجام ميدهيد - كار مجدّانه، كار مبتكرانه، كار مبتنى بر ذوق و سليقه و شيوائى ذهن ايرانى - يك پيكار است، يك مبارزه است. شما با كارتان داريد با دنياى استكبار مبارزه ميكنيد؛ اين را همه بايد توجه داشته باشند. خب، آنچه در كشور ما و در نظام جمهورى اسلامى پيش آمد و بحمداللَّه در جريان است، محيط صفا و محبت و برادرى بين اطراف كار است. نه اينكه كسانى نميخواهند به كارگر ظلم كنند، نه اينكه يك جاهائى ممكن است حقوقى ناديده گرفته نشود يا نيازهائى مورد توجه قرار نگيرد؛ خب، از اين قبيل چيزها هست؛ ليكن سياست نظام، سياست مسئولان، جريان كلى حاكم بر نظام اسلامى، ايجاد همدلى، همفكرى، همكارى و صميميت بين اطراف كار است؛ هم كارفرما، هم كارگر، هم مسئولين دولتى. اين چيزهائى كه الان وزير محترم و گرامى كار و امور اجتماعى بيان كردند، چيزهاى مهمى است؛ بعضى از اينها انجام گرفته است، بعضى هم با صبر و حوصله و پشتكار و تا آنجائى كه ممكن است با شتاب، بايد انجام بگيرد و پيش برود. ما بايد انشاءاللَّه به فضل الهى، جامعهى كارگرىمان يكى از جوامع برخوردار و بهرهمند جامعه باشد.
فائزه هاشمی که گویا به بهانه توهینهای یک فرد به وی، در این گفتوگو شرکت کرده، خود گوی سبقت را از نامبرده ربوده و گفته است: “در زمان شاه این شعبان بیمخ و دار و دستش بودند که مثل همین اراذل و اوباش با رفتار وحشیانه و جمع کردن رجالهها و لاتها، با مخالفان خودشون برخورد می کردند. حالا هم متاسفانه همون ادبیات و همون روش با نام اسلام، انقلاب، دفاع از ارزشها و این حرفها انجام میشه. اداره مملکت الان با همین رجالهها و اراذل و اوباش است. آدم چی می تونه به این جریان بگه و چه انتظاری می تونه داشته باشه؟ ”
فائزه هاشمی تا این لحظه سخنانی که به نقل از وی در سایتهای ضدانقلاب منتشر شده را تکذیب نکرده است.
محاکمه سران فتنه خواسته همه مردم ايران
حضرت امام خميني (ره):اکنون وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در حال و آينده و رئيسجمهور و رؤساي جمهور مابعد و به شوراي ...
سال گذشته فتنه اي از جانب نظام سلطه، جمهوري اسلامي ايران را در بر گرفت که به لطف خدا و دست پنهان حضرت بقيه الله الاعظم (عج) و بصيرت بالاي مردم انقلابي ايران اين فتنه خنثي شد.
در اين مطلب مي خواهيم تحليلي کوتاه و خواندني از رابطه سران فتنه ۸۸ و جريان فراماسونري داشته باشيم:
دست پنهان فراماسون پشت پرده تظاهرات 25 بهمن+ مستندات
سال گذشته فتنه اي از جانب نظام سلطه ،جمهوري اسلامي ايران را در بر گرفت که به لطف خدا و دست پنهان حضرت بقيه الله الاعظم (عج) و بصيرت بالاي مردم انقلابي ايران اين فتنه خنثي شد.
در اين مطلب مي خواهيم تحليلي کوتاه و خواندني از رابطه سران فتنه ۸۸ و جريان فراماسونري داشته باشيم:
ردپايي از ميرحسين موسوي که بي شک خود را از اصلي ترين سران فتنه مي داند، در لجنات تفتين و تسليم و قسطنطنيه (لُژهاي فراماسونري) ديده مي شود. اين ها ادعاهاي "دکتر محمد مکري" است که در زمان تصدي ميرحسن موسوي بر مسند وزارت امور خارجه، سفير کبير ايران در شوروي بوده است.
دکتر محمد مکري در "بخشي از کتاب خاطراتش" آورده است:
"مير حسين يک مرد مقاطعه چي پول جمع کن و مدير شرکت مقاطعه کاري سمرقند و نيز يک مؤسسه ي تجارتي ديگر بنام انتشارات قلم ( منشعب از انجمن قلم درباريان براي ايز به گربه گم کردن) آنهم با نام مستعار حسين رهجو بود.
او فرزند يک چاي فروش است که بعدها چاي هاي بازار را با تردستي و بنام کارشناس چاي در انحصار خود و ياران وشرکاءخود قرار داد و به او لقب سلطان چاي در ايران دادند.
او توانست به کمک همان محافل سرّي خود را به روحانيون بچسباند و در درون آنها رخنه کند و منشأ آنهمه خيانتها شود ... و در پايان هم جام زهر را به ولينعمت خود (امام خميني که قطعاًبه او ايماني هم نداشته است) بنوشاند."
ضمنا لازم به ذکر است که دکتر محمد مکري در سال 1385 فوت کرده اند. اين نکته را ايراد کردم که در جريان باشيد و حاميان جنبش محترم! سبز ايشان را به باد فحش و ناسزا بگيرند و او را در کنار افرادي همچون، سيد علي خميني، عليرضا افتخاري، پروانه معصومي و ... قرار دهند.
اين سخنان در زماني زده شده و کتاب خاطرات در زماني نگاشته شده که جناب موسوي در انزواي فرهنگستان هنر خود مشغول نقاشي بوده اند!
ميرحسين موسوي مهره اي بود از جانب نظام سلطه، براي براندازي حکومت جمهوري اسلامي ايران و فتنه سال گذشته مقدمه اي بود بر تظاهرات ۲۵ بهمن جاري.
همانطور که شما عزيزان بهتر از حقير ميدانيد بحث فراماسونري ميرحسين موسوي از زمان انقلاب مطرح بوده و درگيري هايي هم بين شهيدان آيت و ديالمه با ميرحسين موسوي رخ داده بوده است.
" شهيد آيت بسيار با ميرحسين مخالف بود، همينطور شهيد ديالمه. اين 2 نفر تفکرات نزديکي داشتند. شهيد آيت ميگفت، موسوي يک روز هم سابقه درست انقلابي و مبارزاتي ندارد؛ حالا چطور ميتواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آيت اسناد و مدارکي داشت که چهره واقعي موسوي را نمايان ميکرد. روزي که قرار بود موسوي به عنوان وزير پيشنهادي امورخارجه به مجلس معرفي شود و راي اعتماد بگيرد، مرحوم شهيد آيت سخت بيمار بود و چند روز غيبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بيايد، همسرش نقل ميکند و ميگويد، من از آيت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه 16 مرداد 1360) بايد تکليف جمهوري اسلامي مشخص شود و من بايد بروم تا اين اسناد و حقيقتها را براي مردم روشن کنم.
اين اسناد ارتباط موسوي با [...] را اثبات ميکرد اما آيت زماني که از در منزل خارج ميشود در فاصله 30 تا 40 متري بنزي مشاهده ميشود که راننده آن در حال پنچرگيري است، آيت سوار اتومبيل خودش ميشود که از جانب افراد مخفي در آن بنز توسط مسلسل ترور ميشود و نزديک به 65 گلوله به بدنش اصابت ميکند و هنوز جاي گلولهها روي در منزل او هست.
اسناد شهيد آيت بعد از شهادت ايشان چه شد؟
خانم دکتر آيت ميگويد، اسناد را شهيد آيت پشت شيشه اتومبيل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزديدند. بعدا باجناق آيت دنبال پوشه ميرود تا اينکه به وزارت امور خارجه ميرسد، در آنجا فردي پيدا ميشود و ميگويد اسناد دست من است، همين جا باشيد تا من آنها را بياورم، باجناق شهيد آيت چند ساعت صبر ميکند اما از آن فرد خبري نميشود تا اينکه معلوم ميشود از در ديگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجري هم که استاد تاريخ و جغرافيا در دانشگاه سوربن پاريس بود و مدتي در ايران زندگي ميکرد، ميگفت يکسري اسناد دارد که از آيت و ديالمه گرفته است اما الآن هيچ خبري از پروفسور مجري ندارم و اصلا نميدانم زنده است يا نه."
جالب است باهم نگاهي بيندازيم به چند پوستر تبليغاتي آقايان موسوي و کروبي:


و اما در رابطه با راهپيمايي 25 بهمن نکات بسيار جالب توجهي وجود دارد:
توجه شما را به دو نکته مهم در رابطه با مسير حرکت جلب مي کنم:
محور حرکت: امام حسين به آزادي
نکته اول:
در جمله فوق "محور حرکت" نماد "هدفگذاري" است، "امام حسين" نماد "دين و مذهب شيعه" است، "به" نماد "جابجايي قدرت" است و "آزادي" نماد "بي بند و باري و آزادي بي قيد و شرط" است.
به راحتي مي توان فهميد که آنها حتي در "مسير حرکت" هم به خوبي مي دانند که دنبال چه چيزي هستند و بسيار هوشمندانه کلمات را در کنار هم چيده اند.
حداقل فهم از اين جمله "رهايي از دين و نيل به آزادي" است.
(در جريان فکري ماسون ها بعضي اعداد برايشان مقدس است)
نکته دوم:
اگر شما در گوگل مپ مسير امام حسين تا آزادي را سرچ کنيد به نکته بسيار جالبي پي خواهيد برد.
معمولا اگر در گوگل مپ دو نقطه (مبدا و مقصد) را مشخص کنيد، تعدادي مسير به شما پيشنهاد مي شود. براي امام حسين تا آزادي سه مسير پيشنهاد مي شود. عدد ۳ يکي از مقدس ترين اعداد اين جريان است. آنها بر يک هرم معتقدند که سه عنصر اصلي سه گوشه اين هرم را تشکيل مي دهند آن سه عنصر عبارتند از: زن و مرد و شيطان.
به تصوير زير با دقت نگاه کنيد
اکنون به تحليل اين تصوير مي پردازيم:
مسير اول:
به زمان دقت کنيد. ۱۸ دقيقه: ۱+۸=۹ (يکي از همان اعداد شيطاني. اصولا در جريان فراماسونري هر عدد که به زبان لاتين معکوس شود معنا و مفهوم پيدا کند مقدس است. مانند ۹،۶،۲،۵و...)
به طول مسير دقت کنيد: دو عدد شيطاني در کنار هم (۹و۹)
مسير دوم:
به زمان دقت کنيد. ۲۴ دقيقه ۲+۴=۶ (يکي از همان اعداد شيطاني)
به طول مسير دقت کنيد: ۶/۱۲: ۱+۲+۶=۹ (يکي از همان اعداد شيطاني)
مسير سوم:
به زمان دقت کنيد: ۲۵ دقيقه: دو عدد شيطاني در کنار هم
طول مسير: ۳/۱۳ و باز هم دو عدد شيطاني ديگر در کنار هم.
نگاهي کوتاه مي اندازيم به تاريخ تظاهرات ۲۵ بهمن:
۲۵/۱۱/۱۳۸۹: اگر اين اعداد را با هم جمع کنيم به نتيجه جالبي مي رسيم:
۱۳۸۹: ۱+۳+۸+۹=۲۱ و ۲+۱=۳ (۳ يکي از اعداد شيطاني مقدس)
۱۱: (يکي از اعداد شيطاني مقدس) دليل تقدس اين عدد، وجود دو ستون در ورودي معبد حضرت سليمان است که اين جماعت به دليل وجود اين دو ستون، عدد ۱۱ را براي خود مقدس کرده اند.
۲۵: هم ۲ و هم ۵ جزء اعداد شيطاني مقدس هستند.
نگاهي کوتاه مي اندازيم به ساعت راهپيمايي:
ساعت ۱۵: ۱+۵=۶ ۶ يکي از اعداد مقدس اين جريان فکري است.
و از نگاه ديگر ساعت ۱۵ به روايتي همان ساعت ۳ عصر مي باشد. باز هم مي رسيم به يکي ديگر از اعداد مقدس شيطاني
* دقت کرده ايد امسال آغاز سي و سومين سال از عمر نظام مقدس جمهوري اسلامي است.
و باز هم پاي يک عدد شيطاني ديگر در ميان است و آن هم عدد ۳۳ است.
به نظر شما همه اينها اتفاقي است؟
نمازگزاران تبریزی با راهپیمایی از سه راه طالقانی تا میدان ساعت و سردادن شعارهایی نظیر" آنداولا شهیدلرین قانینا، اوت سالاروخ فتنه گرین جانینا" ، "مرگ بر موسوی"،"مرگ بر کروبی"،" مرگ بر خاتمی" خشم و انزجار خود را نسبت به سران فتنه و عوامل اوباش آنها که روز ?? بهمن باعث شهادت دو تن از هموطنانمان به نام های " صانع ژاله" و " محمد مختاری" شدند،نشان دادند.
راهپیمایان با در دست داشتن تراکت هایی با مضامین"آذربایجان بیرکلام ، محاکمه والسلام" ، " موسوی کروبی خاتمی اعدام باید گردد" ، " تشکیلات قضایی ، اعدام انقلابی" از دستگاه های ذیربط محاکمه هر چه سریعتر سران فتنه را خواستار شدند.
مردم تبریز در میدان ساعت با به دار آویختن آدمک های موسوی ، کروبی و خاتمی خواستار اعدام واقعی و هر چه زودتر سران فتنه شدند.
راهپیمایان تبریز با سر دادن شعار " آذربایجان اویاخدی ، انقلابا دیاخدی" ، "بیز اولماغا حاضیروخ خامنه ای سربازیوخ" ، "آذربایجان جانباز، خامنه ای دن آیریلماز" با آرمان های انقلاب ، امام راحل و امام حاضر حضرت آیت الله خامنه ای تجدید بیعت کردند.
همچنین در پایان راهپیمایی مردم تبریز از نماینده ولی فقیه در استان آیت الله مجتهد شبستری در خواست کردند که خواسته خود را مبنی بر محاکمه سران فتنه به محضر ولی امر مسلمین ابلاغ کنند.
برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنیدکلیپ تصویری اعدام سران فتنه در تبریز و پذیرایی مردم تبریز از آنها با کفش
دکتر محمد باقر قالیباف شهردار محترم تهران با بیان اینکه باید بر ارزشها پافشاری کرده و بدانیم شیطان همواره در کمین ما است و کاری نکنیم که دشمنان خوشحال شده و شیطان لذت ببرد گفت : حوادثی نظیر ٢٥ بهمن ماه باعث شادمانی دشمنان اسلام است و تردید نکنید این حرکت ها ، حرکتهایی شیطانی است.
نویسنده محمدحسین.ک
متن کامل خبر در ادامه مطلب

۱۹ بهمن ۱۳۵۷ بيعت هما فران نيروي هوايي با امام امت

۱۹ بهمن ۱۳۸۸ بيعت همافران نيروي هوايي با مقام معظم رهبري
براستي چه خوش درخشيديد اي همافران عزيز
در سخت ترين وضعيت قلب امام و ملت ايران را شاد نموديد
زبان در وصف اين بيعت مقدس قاصر مي شود
روز نيروي هوايي بر تمامي هما فران نيروي هوايي گرامي باد.